در جمله نخست ( وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَي الْمَرافِق ) لفظ « أيدي » به كار رفته كه جمع « يد » است و از آنجا كه اولا كلمه يد در زبان عربي استعمالات مختلفي داشته و گاه به انگشتان دست ، گاه به انگشتان تا مچ ، گاه به انگشتان تا آرنج ، و گاه به كلّ دست از سر انگشتان تا كتف اطلاق مي شود ، و ثانياً مقدار واجب شستن دست در وضو فاصله ميان مرفق تا سر انگشتان است ، لذا قرآن لفظ ( إِلَي الْمَرافِق ) را به كار برده تا مقدار واجب را بيان نمايد بنابراين كلمه


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


« الي » در « الي المرافق » بيانگر مقدار « مغسول به » است ، نه « كيفيت » غَسل و شستشوي دست ( كه مثلا از بالا به پايين صورت گيرد يا از پايين به بالا ) ، بلكه كيفيت شستشو مربوط به عرف و عادت مردم است كه معمولا هنگام نظافت از بالا به پايين مي شويند و امامان معصوم كه تفسير قرآن را از آنان بايد آموخت با نقل وضوي رسول خدا ( صلي الله عليه وآله وسلم ) مسأله وجوب از بالا به پايين شستن را يادآور شده اند .

از اين رو شيعه اماميه معتقد است كه در هنگام وضو صورت و دستها را بايستي از بالا به پايين شست و خلاف آن را صحيح نمي داند .

مطلب ديگر ، مسئله مسح پاها در وضو است . شيعه مي گويد بايد پاها را ، مسح كرد ، نه غَسل ؛ و دليل وي نيز به صورت خلاصه اين است كه ظاهر آيه ششم سوره مائده حاكي از آن است كه انسان نمازگزار به هنگام وضو دو وظيفه دارد : يكي شستن ( در مورد صورت و دست ) و ديگري مسح ( در مورد سر و پاها ) . اين مطلب از تقارن و مقايسه دو جمله زير روشن مي شود :

1 ـ ( فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَي الْمَرافِقِ )

2 ـ ( وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَي الْكَعْبَيْنِ )

چنانچه ما اين دو جمله را به فرد عرب زباني كه ذهن او مسبوق به فتواي فقهي خاصي نباشد ارائه كنيم ، بي ترديد خواهد گفت كه طبق اين آيه وظيفه ما نسبت به صورت و دست ، شستن ؛ و نسبت به


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


سرو پاها ، مسح است .

از نظر قواعد ادبي ، لفظ ( أرجلكم ) بايد عطف بر كلمه ( رؤوسكم ) باشد كه نتيجه آن همان مسح پاهاست ، و نمي توان آن را بر جمله پيشين ( و أيديكم ) عطف كرد كه نتيجه آن شستن پاها مي باشد . زيرا لازمه اين امر آن است كه ميان معطوف ( وَأرجلكم ) و معطوفٌ عليه ( وأيديكم ) جمله معترضه ( فامسحوا برؤوسكم ) قرار گيرد ، كه از نظر قواعد عربي مناسب نيست و مايه اشتباه در مقصود مي باشد .

و روايات متواتر از ائمه اهل بيت حاكي است كه وضو از دو چيز تشكيل يافته است : غَسْلَتان و مَسْحَتان ؛ يعني دو شستن و دو مسح كردن و امام باقر ( عليه السلام ) در حديثي ضمن توضيح وضوي رسول خدا ( صلي الله عليه وآله وسلم ) نقل مي كند كه آن حضرت پاهاي خود را مسح كرد .

در خور ذكر است كه نه تنها ائمه اهل بيت در هنگام وضو پاها را مسح مي كردند ، بلكه گروهي از صحابه و تابعين نيز بر اين رأي بودند ، ولي بعدها به عللي نزد عدّه اي از مسلمانان مسح تبديل به غسل گرديد كه مشروح آن در كتب فقهي آمده است .