آیا فساد زمانه مجوز گناه کردن است؟
برخی افراد در مقابل توجیه رفتار ناشایست و گناه خود به ادلهایی چون همه گیر شدن گناه و آلوده شدن جامعه به گناه استناد میکنند.
سؤال: آیا فاسد بودن زمانه میتواند بهانه آلوده شدن به گناهان باشد؟
جواب: زمان به معناى «اندازه گیرى گردش خورشید و ماه» (یا حرکت کره زمین به دور خود و به دور خورشید)، چیزى نیست که به خودى خود صلاح و فسادى داشته باشد.
همه زمان ها ذاتاً شبیه هم هستند، بلکه این اشخاص هستند که به زمان ها رنگ مىدهند و این حوادث گوناگون است که زمان را زشت و زیبا و زندگى در آن را تلخ یا شیرین مىکند.
بنابراین، هر کجا گفته شود که « زمان ما فاسد شده » به معناى این است که مردم زمان ما فاسد شدهاند.
این مطلب، در مورد مکان هم صادق است. مثلا گفته مى شود که «فلان شهر، یا فلان کشور، فاسد شده است» و با این جمله به اهل آنجا اشاره دارد.
بسیارى از مردم، از تعبیرات بالا سوء استفاده مى کنند و فساد زمان یا مکان را عذر و بهانه اى براى آلودگى خود قرار مى دهند.
وقتى گفته شود که چرا چنین آلودگى هایى در تو و خانواده ات پیدا شده؟ مى گوید:
«چه کنم؟ زمانه فاسد شده، شهر و دیار ما فاسد شده»! در حالى که فسادش از ناحیه خود او و افرادى همانند او است.
این مطلب، در اشعارى که به عبدالمطلب جدّ پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله وسلم) نسبت داده شده است، به طرز جالبى منعکس است مى فرماید:
وَ یُعیبُ النّاسُ کُلّهُم زَماناً *** وَ ما لِزَمانِنا عیَبٌ سِوانا
نُعیبُ زَمانَنا وَ الْعِیبُ فینا *** وَلَو نَطَقَ الزَّمانُ بِنا هَجانا
وَ إنَّ الذَّئبَ یَتْرُکُ لَحْمَ ذِئب *** وَ یَأکُلُ بَعْضُنا بَعْضاً عَیاناً(1)
هر یک از مردم بر زمانى عیب مى گیرند، در حالى که زمان ما عیبى جز ما ندارد.
ما بر زمان خود عیب مى گیریم، در حالى که عیب در خود ما است و اگر زمان زبان بگشاید، ما را مسخره خواهد کرد.
(شاهد این سخن این که) گرگ گوشت همنوع خود را نمى خورد، ولى ما آشکارا گوشت یکدیگر را مى خوریم.
بدیهى است که فساد زمان هرگز برطرف نمى شود، مگر مردم زمان عوض شوند. و لطف الهى نیز شامل حال آنها نمى شود، مگر آنها دگرگون گردند: «اِنَّ اللهَ لایُغَیِّرُ ما بِقُوم حَتّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ»؛(2) ( خداوند سرنوشت هیچ قومى (وملّتى) راتغییر نمى دهد مگر آن که آنان آنچه را در (وجود) خودشان است تغییر دهند).
و به این ترتیب، مقصّر اصلى در هر حال انسانها هستند.
آیت الله العظمی مکارم شیرازی به این پرسش پاسخ دادهاند.
پی نوشت:
(1) . عیون أخبار الرضا، (به نقل از بحارالأنوار، جلد 49، صفحه 111).
سؤال: آیا فاسد بودن زمانه میتواند بهانه آلوده شدن به گناهان باشد؟
جواب: زمان به معناى «اندازه گیرى گردش خورشید و ماه» (یا حرکت کره زمین به دور خود و به دور خورشید)، چیزى نیست که به خودى خود صلاح و فسادى داشته باشد.
همه زمان ها ذاتاً شبیه هم هستند، بلکه این اشخاص هستند که به زمان ها رنگ مىدهند و این حوادث گوناگون است که زمان را زشت و زیبا و زندگى در آن را تلخ یا شیرین مىکند.
بنابراین، هر کجا گفته شود که « زمان ما فاسد شده » به معناى این است که مردم زمان ما فاسد شدهاند.
این مطلب، در مورد مکان هم صادق است. مثلا گفته مى شود که «فلان شهر، یا فلان کشور، فاسد شده است» و با این جمله به اهل آنجا اشاره دارد.
بسیارى از مردم، از تعبیرات بالا سوء استفاده مى کنند و فساد زمان یا مکان را عذر و بهانه اى براى آلودگى خود قرار مى دهند.
وقتى گفته شود که چرا چنین آلودگى هایى در تو و خانواده ات پیدا شده؟ مى گوید:
«چه کنم؟ زمانه فاسد شده، شهر و دیار ما فاسد شده»! در حالى که فسادش از ناحیه خود او و افرادى همانند او است.
این مطلب، در اشعارى که به عبدالمطلب جدّ پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله وسلم) نسبت داده شده است، به طرز جالبى منعکس است مى فرماید:
وَ یُعیبُ النّاسُ کُلّهُم زَماناً *** وَ ما لِزَمانِنا عیَبٌ سِوانا
نُعیبُ زَمانَنا وَ الْعِیبُ فینا *** وَلَو نَطَقَ الزَّمانُ بِنا هَجانا
وَ إنَّ الذَّئبَ یَتْرُکُ لَحْمَ ذِئب *** وَ یَأکُلُ بَعْضُنا بَعْضاً عَیاناً(1)
هر یک از مردم بر زمانى عیب مى گیرند، در حالى که زمان ما عیبى جز ما ندارد.
ما بر زمان خود عیب مى گیریم، در حالى که عیب در خود ما است و اگر زمان زبان بگشاید، ما را مسخره خواهد کرد.
(شاهد این سخن این که) گرگ گوشت همنوع خود را نمى خورد، ولى ما آشکارا گوشت یکدیگر را مى خوریم.
بدیهى است که فساد زمان هرگز برطرف نمى شود، مگر مردم زمان عوض شوند. و لطف الهى نیز شامل حال آنها نمى شود، مگر آنها دگرگون گردند: «اِنَّ اللهَ لایُغَیِّرُ ما بِقُوم حَتّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ»؛(2) ( خداوند سرنوشت هیچ قومى (وملّتى) راتغییر نمى دهد مگر آن که آنان آنچه را در (وجود) خودشان است تغییر دهند).
و به این ترتیب، مقصّر اصلى در هر حال انسانها هستند.
آیت الله العظمی مکارم شیرازی به این پرسش پاسخ دادهاند.
پی نوشت:
(1) . عیون أخبار الرضا، (به نقل از بحارالأنوار، جلد 49، صفحه 111).
(2) . سوره رعد، آیه 11
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 9:58 توسط اکبر
|
گروهی آن قدر مشغول امور روزمره زندگی می شوند که اهداف مهم و اصلی زندگی را فراموش می کنند و توجهِ شان تنها به مادیات و مشکلات دنیوی منحصر می شود. گاهی انسان فراموش می کند که هدفش این زندگی چند روزه نیست، بلکه اندوختن توشه و سرمایه ای برای زندگی جاودانه بعد از مرگ است. در این مسیر پر خطر باید با سلاح ایمان و اعتقاد کفه اعمال شایسته را بالا برد و به جلوه های فریبنده دنیا نپرداخت؛ زیرا آنچه در آن دنیا مورد پسند درگاه الهی است، اعمال شایسته و عبادات و طاعات خالصانه است. مولای متقیّان و پیشوای شیعیان جهان، حضرت علی علیه السلام ، می فرمایند: به راستی که شما به کسب اعمال شایسته نیازمندترید تا به کسب مال.